وبلاگ حسین خرازی

عزت زِ قناعت است و خواری زِ طلب / با عزت خود بساز و خواری مطلب

اولین هدیه

image

اولین هدیه ای که از همسرم گرفتم بعد از مراسم عقد و در کنار سفره عقد بود وقتی مهمونا رفته بودن!
پیکسل خودمه که پشتش آهنربا داره و الان چسبوندمش به در یخچال.

تضمین بسیار زیبا به اشعار حافظ از جناب آقای قاسم صرافان که مصراع دوم هر بیت از اشعار حافظ انتخاب شده اند:

سیلی آن روز به رویت چه غریبانه زدند
آتش آن بود که در خرمن پروانه زدند

یک کبوتر وسط شعله تقلا می‌کرد 
جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

رسم این است که پروانه در آتش باشد 
عاشقی شیوه‌ ی رندان بلاکش باشد

با گل و غنچه تو دیدی در و دیوار چه کرد؟
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

کمر سرو در این کوچه کمان خواهد شد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

آه ! هجده گل از آن باغ نچیدیم و برفت
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت

تا در این خانه گُلِ خنده‌ی زهرایم بود
من ملَک بودم و فردوس برین جایم بود

عمر کوتاه تو گنجایش دنیا را بس
وین اشارت ز جهان گذران ما را بس

خانه دوست کجا؟ صحن سپیدار کجاست؟
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟

شاید برای شما هم پیش اومده باشه که یک اطلاعاتی رو داخل یک سایت دیدید ولی در مراجعه‌ی بعدی به اون سایت می‌بینید که اون صفحه از سایت مزبور پاک شده. خب باید چیکار کرد؟

سایت www.archive.org کل صفحات سایت‌ها رو در تاریخ‌های معین ذخیره و آرشیو میکنه. اگه شانس داشته باشید و سایتی که معرفی کردم وظیفه‌شو خوب انجام داده باشه، اونوقت میتونید آدرس صفحه‌ی مورد نظرتون رو داخلش بزنید و روزهای گذشته رو انتخاب کنید تا اطلاعات از دست رفته‌ی سایت مورد نظرتون رو بازیابی کنید.

گفتم از کوه بگویم قدمم می لرزد
از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد

هیبت نام تو یک عمر تکانم داده ست
رسم مردانگی ات راه نشانم داده ست

پی نبردیم به یکتایی نامت زینب
کار ما نیست شناسایی نامت زینب

من در ادراک شکوه تو سرم می سوزد
جبرئیلم همه ی بال و پرم می سوزد

من در اعماق خیالم … چه بگویم از تو
من در این مرحله لالم چه بگویم از تو

چه بگویم؟! به خدا از تو سرودن سخت است
هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است

چه بگویم که خداوند روایتگر تو است
تار و پود همه افلاک نخ معجر توست

روبروی تو که قرآن خدا وا می شد
لب آیات به تفسیر شما وا می شد

آمدی تا که فقط زینت مولا باشی
تا پس از فاطمه صدیقه صغری باشی

آمدی شمس و قمر پیش تو سو سو بزنند
تا که مردان جهان پیش تو زانو بزنند

چشم وا کردی و دنیای علی زیبا شد
باز تکرار همان سوره ی ” اعطینا ” شد

عشق عالم به تو از بوسه مکرر میگفت
به گمانم به تو آرام پیمبر می گفت:

بی تو دنیای من از شور و شرر خالی بود
جای تو زیر عبایم چقدر خالی بود

سید حمیدرضا برقعی
http://www.teribon.ir/archives/296705/%d9%85%d8%af%d8%ad-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a8%d8%b1.html

این بنده من حوّا است…

image

جستجو

آخرین مطالب

تقویم شمسی

اسفند ۱۳۹۳
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 1
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹

گروه پویانمایی فاطمه الزهرا(س)