حسین خرازی

عزت زِ قناعت است و خواری زِ طلب / با عزت خود بساز و خواری مطلب

به‌هوش باش و از این دست دوستی بگذر
به‌هوش باش که از پشت می‌زند خنجر
به‌هوش باش مبادا که سحرمان بکنند
عجوزه‌های هوس، مطربان خُنیاگر

چنان مکن که کَسان را خیال بردارد
که بازهم شده این خانه بی‌در و پیکر
بدا به ما که بیاید از آن سر دنیا
به‌قصد مصلحت دین مصطفی؛ کافر

به این خیال که مرصاد تیر آخر بود
مباد این که بنشینیم گوشه سنگر
که از جهاد فقط چند واژه فهمیدیم
چفیه، قمقمه، پوتین، پلاک، انگشتر

بدا به من که اگر ذوالفقار برگردد
در آن رکاب نباشم سیاهی لشکر
بدا به حال من و خوش به حال آن که شدست
شهید امر به معروف و نهی از منکر

چنین شود که کسی را به آسمان ببرند
چنین شود که بگوید به فاطمه (س)؛ مادر
قصیده نام تو را برد و اشک شوق آمد
که بی‌وضو نتوان خواند سوره کوثر

زبان وحی، تو را پاره تن خود خواند
زبان ما چه بگوید به مدحتان دیگر؟
چه شاعرانه خداوند آفریده تو را
تو را به‌کوری چشمان آن هو الابتر

خدا به خواجه لولاک داده بود ای‌کاش
هزار مرتبه دختر، اگر تویی دختر
چه عاشقانه، چه زیبا، چه دلنشین وقتی
تو را به دست خدا می‌سپرد پیغمبر

علیست دست خدا و علیست نفس نبی(ص)
علی(ع) قیام و قیامت علی علی محشر
نفس‌نفس کلماتم دوباره مست شدند
همین که قافیه این قصیده شد حیدر(ع)

عروسی پدرِ خاک بود و مادرِ آب
نشسته‌اند دو دریا کنار یکدیگر
شکوهِ عاطفه‌ات پیرهن به سائل داد
چنان‌که همسر تو در رکوع، انگشتر

همیشه فقر برای تو فخر بوده و هست
چنان‌که وصله چادر برای تو زیور
یهودیانِ مسلمان ندیده‌اند آری
از این سیاهیِ چادر دلیل روشن‌تر

حجاب، روی زمین طفل بی‌پناهی بود
تو مادرانه گرفتیش تا ابد در بر
میان کوچه که افتاد دشمنت از پا
در آن جهاد نیفتاد چادرت از سر

میان آتشی از کینه، پایمردی تو
نشاند خصم علی(ع) را به خاک و خاکستر
کنون به تیرگی ابرها خبر برسد
‏که زیر سایه آن چادر است این کشور

رسیده است قصیده به بیت حسن ختام
امید فاطمه(س) از راه می‌رسد آخر

سید حمیدرضا برقعی

wpid-rps20140420_104110_852.jpg

در میان شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو  بردم فاطمه! شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطر خواه اوست

ناگهان دیدم میان خانه‌ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌زد یک نفس روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه، بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد! دشمنت را دوست ابتر می‌کند

خانه‌ات را بوی ریحانه‌‌ معطر می‌کند

دیدنش بار رسالت را سبک تر می‌کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌کند

دختران آیات رحمت، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها، هر دو باهم، بعد از این

یک زره خرج جهازت، حُسن‌هایت بی‌شمار

با تو حیدر روز خیبر حِرز می‌خواهد چکار؟

تا تو از تیغ دودم با عشق می‌گیری غبار

بعد از این مستانه‌تر صف می‌شکافد ذوالفقار

قوت بازوی مولایی به مولا، فاطمه!

قصه‌ی پیوند دریایی به دریا، فاطمه!

در هوای عاشقی با هم کبوتر می‌شوید

هر دو کوثر می‌شوید و هر دو حیدر می‌شوید

هست شیرین نامتان، قند مکرر می‌شوید

هر دو در کفواً احد با هم برابر می‌شوید

بیت‌هایم بر درِ بیت تو زانو می‌زنند

شاعران تنها برای یک نظر، رو می‌زنند

در کسا، بی پرده با الله صحبت می‌کنی

هل اتی را سفره‌ی نور و کرامت می‌کنی

فکر خلقی، نیمه شب با حق که خلوت می‌کنی

در غم همسایه، ترک خواب راحت می‌کنی

مادری الحق چه می‌آید به نامت، فاطمه!

می‌دهد از سوی ما مهدی سلامت، فاطمه!

امتحان پس داده‌‌ای در آسمانها پیش از این

سالها بر عرش می‌تابید نورت چون نگین

حضرت حق چون دلش آمد بیایی بر زمین

واقعاً «الحمد للهِ ، رب العالمین»

جلوه‌ی نور تو را تنها خدایت دید و بس

فاطمه! قدر تو را تنها علی فهمید و بس

عالمی در حیرت از این آسیا چرخاندنت

با تبسم خستگی را از علی پوشاندنت

در عجب روح الامین از طرز قرآن خواندت

پیش نابینا میان حِصن چادر ماندنت

حجب میراثت، حیا سایه نشین چادرت

داده دل حتی یهودی هم به دین چادرت

سفره‌‌ی نان خالی اما سفره‌ی انعام پُر

خانه‌ات میخانه، ساقی با سخاوت، جام پر

از تو راضی و دلش از گردش ایام پر

کعبه از بت خالی اما کوچه از اصنام پر

ای زبانت ذوالفقارِ حیدر بی‌ذوالفقار!

بت شکن! برخیز، بسته دست او را روزگار

wpid-wp-1397903543574.jpeg

خرداد ۱۳۵۸، استاد محمد تقی شریعتی در کنار امام خامنه ای در دانشگاه تهران

هدهد تی وی، یک شبکه مذهبی برای کودکان است که در حال حاضر حدود ۱۹۵۰۰ عضو دارد.

hodhodtv

hodhodTV2

سرهنگ روحانی

در همین رابطه بخوانید:

اتفاقات عجیب و غریب در دانشگاه سیستان و بلوچستان همزمان با حضور روحانی

 

جستجو

آخرین مطالب