حسین خرازی

عزت زِ قناعت است و خواری زِ طلب / با عزت خود بساز و خواری مطلب

شاعری با نسیم با باران در دل صحن ها قرار گذاشت

زیر باران رحمت مولا چتر را ساعتی کنار گذاشت

عشق بارید و کوچه ها تر شد، علی آیینه پیمبر شد

مرکز ثقل عرش حیدر شد، دست خود را به دست یار گذاشت

دل خورشید و ماه تنها بود، و خدا شاهد قضایا بود

دید کار جهانیان لنگ است، زهره را هم در این مدار گذاشت

و کویری که داشت شوق چمن، لحظه دیدن حسین و حسن

مثل غنچه درید پیراهن، نام پاییز را بهار گذاشت

بیت پنجم مسافر خورشید تا ابد دور پنج تن چرخید

و نگاه غریبشان بر شعر اثری ناب و ماندگار گذاشت

این غزل در مسیر بیت ششم، مدتی رفت تا رسید به قم

دختر هفت آسمان ملکوت، در دلش نور هشت و چار گذاشت

سخت مبهوت این فضا شد و رفت، محو معصومه و رضا شد و رفت

هرکسی که از این دیار گذشت، هرکسی پا در این دیار گذاشت

مدتی بعد جمکرانی شد، دل او صاحب الزمانی شد

تک سواری که رد شد از جاده، سهم او را کمی غبار گذاشت

نور خود را به شهر تاباند و، دل من در هوای او ماند و

پدرم بارها فرج خواند و، مادرم آش رشته بار گذاشت

رشته هامان گسسته اند از هم، مردم شهر خسته اند از هم

تا به کی راه دارد ای ساقی اینهمه مست را خمار گذاشت؟

بی تو جمعه غروب دلگیریست، زود از جاده ها بیا دیریست

که خدا بعد بیت یازدهم چشمها را در انتظار گذاشت

احمد علوی

پایی که جا ماند

image

خاطرات سید ناصر حسینی از زندان‌های مخفی عراق
این کتاب را ۶ روزه مطالعه کردم. امشب تمام شد.

image

یکی از دوستان هفته گذشته این کتاب را هدیه داد. در روز عید غدیر توفیق مطالعه پیدا کردم.

“ذی الحجّه” که وا کرد ز سر روسری اش را…
بر شانه رها کرد شب دلبری اش را

پُر کرد غدیر از تو خمش را که برقصد
در دایره‌ی حُسن تو ساقی گری اش را

باران شدی آنگونه که برخاست بیابان-
گلدار کند دامن خاکستری اش را

خورشید گرفته است اگر دست تو در دست
پیچیده به دورت تب نیلوفری اش را

چون نوح شد آمد که به مقصد برساند
در ساحل تو کشتی پیغمبری اش را

پس حلقه از انگشت نبوت به در آورد
بخشید به تو حلقۀ انگشتری اش را

“ذی الحجه” اگر لب به لب جام غدیر است
لب می‌زند انگور خوش عسکری اش را!

 

عالیه مهرابی

http://www.teribon.ir/archives/276929/276929.html

تذبذب خاتمی

تاریخ،‌ رهگذر خاطره ها و عبرت‌هاست. اصلا نیازی نیست با غوطه ور شدن در تاریخ به راحتی می توان به تذبذب و چرخش های فکری برخی افراد معلوم الحال پی برد.یکی از همین افرادی که با تدقیق در افکار پیشین‌اش میتوان به چرخش عجیب فکری ‌اش پی برد، محمد خاتمی است؛‌ کسی که علاوه بر آنکه ۸ سال در قامت رئیس جمهور بوده،‌ کارنامه پر افت و خیزی دارد؛ از مدیرمسئول روزنامه کیهان در سابقه‌اش هست تا تکیه گاه فتنه‌گران شدن!مرور بر یکی از سرمقاله های روزنامه کیهان که درست سی سال پیش و در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۶۰ در واکنش به نطق اعتراض گونه مهدی بازرگان نسبت به عملکرد دادگاه‌های انقلاب نوشته شده مهمترین دلیل برای تذبذب فکری خاتمی در مواجهه با استکبار است. او همان کسی است که روزی بازیچه دست آمریکا شدن را دلیلی بر آمریکایی شدن می دانست و بازرگان را با همین اصل،‌ آمریکایی خطاب کرد. خواندن ادامه مطلب »

جستجو

آخرین مطالب