در مکتبی که از وجود شما آبرو گرفت 
باید برای از تو سرودن وضو گرفت

ای محور تشرّع و تشریع و فقه و فهم
دین خدا به حبّ شما سمت و سو گرفت

طـاهـا نظـاره گرت بود و مرتضی
چشمش به دیدن آیینه خو گرفت

میخانه رونقش از روضه های توست 
ساقی شراب خود از این سبو گرفت 

ای بانوی همیشه پر از رنج، فاطمه!
عمری دلم به گریه برای تو خو گرفت

من را همین جمله از این قصه می کشد،
زهرا چرا از علی ِ خسته رو گرفت؟