سلام حضرت خورشید؛ از آسمان چه خبر؟
از ابرهای پریشانِ نیمه جان چه خبر؟

به لطفِ غفلتِ باران نصیبِ ما عطش است
ازاستجابتِ تشویشِ ناودان چه خبر؟

اسیرخطّه ی شکّیم-مرزِ بی پرواز-
بگو خدای طلوع از کبوتران چه خبر؟

بیا یکی دو قدم رو به سویِ مهبط ما
بگو که از شبِ تردیدِ کاروان چه خبر؟

بگوکه میرسد آخربه منزلش یا نَه؟
نمانده راه نمایی; ستاره جان” چه خبر؟!

کجاست باورِ اعجاز وچشمِ بیداری؟
ازآن همیشه نمایانِ بی نشان چه خبر؟

همیشه ازهمه جویایِ حالتان هستیم
شما شده است بپرسیداز این جهان چه خبر؟

شده است گاه بپرسید: آی شب زدگان”
ازاضطرابِ غم انگیزِ شهرتان چه خبر؟

میانِ ما خبری جز غروب وغربت نیست!
شما بگو که ازآن سویِ کهکشان چه خبر؟

دلم گرفته از اینجا; زمین خداحافظ!
سلام حضرتِ خورشید از آسمان چه خبر؟