استقبال از شهدا

به تازه کردن اندوه من می‌آیند، آه…
مسافران که هر از گاه می رسند از راه

نمانده است تو را هیچ یاد یار و دیار
نمانده است مرا هیچ غیر آه و نگاه

نشسته است به راهت هزار چشمِ سپید
تو دل به راه‌ ندادی هزار سال سیاه

من آه می‌کشم و باز بیشتر شده است
مهِ زمین و دم آسمان و هاله ماه

حساب روز و شب و سال و ماه دستم نیست
تو خود به یاد بیاور قرار خود را گاه

گمان مبر که دگر بی‌ تو زنده خواهم ماند
به عزت و شرف لا اله الا الله…

محمد مهدی سیار