وبلاگ حسین خرازی

عزت زِ قناعت است و خواری زِ طلب / با عزت خود بساز و خواری مطلب

Archive for category معرفی کتاب

image

یکی از دوستان هفته گذشته این کتاب را هدیه داد. در روز عید غدیر توفیق مطالعه پیدا کردم.

رمان ریشه‌ها

image

 

image

این کتاب رمان، داستانی درباره 7 نسل از خانواده‌ی کینته از قبیله‌ی مندینکا متعلق به کشور گامبیا است. کونتا کینته در سن 17 سالگی هنگامی که برای بریدن چوب به جنگل رفته بود تا برای برادرش طبل درست کند توسط سفیدپوستان ربوده می‌شود و او را با یک کشتی به آمریکا می‌برند. بعد از چهار بار فرار، قسمتی از پای راست او را قطع می‌کنند. او در مزرعه با آشپزی به نام بل ازدواج می‌کند و صاحب دختری به نام کیزی می‌شود. کیزی در 16 سالگی به ارباب دیگری فروخته شد و …

این کتاب را تقریباً 22 اردیبهشت شروع کردم و ساعت 2:20 بامداد 27 اردیبهشت به پایان رساندم.

 

ربودن و اسیر کردن سیاهان، یکی از ماجراهای گریه‌آور تاریخ است‌ که نظام سلطه‌ی آمریکا و امثال آن دوست ندارند این داستان احیا بشود، که یک نمونه‌اش‌ همین مسئله‌ی غلام و کنیز گرفتن مردم آفریقا است؛ کشتی‌ها را از اقیانوس اطلس می‌آوردند، در سواحل کشورهای غرب آفریقا مثل گامبیا و امثال اینها نگه می‌داشتند، بعد می‌رفتند با تفنگ و سلاح‌هایی که دست مردمِ آن روز از این سلاح‌ها خالی بود، صدها و هزارها پیر و جوان و مرد و زن را می‌گرفتند، با شرایط بسیار سختی با این کشتی‌ها برای بردگی به آمریکا می‌بردند. انسان آزاد را که در خانه‌ی خودش زندگی می‌کرد، در شهر خودش زندگی می‌کرد، به اسارت می‌گرفتند؛ الان سیاهانی که در آمریکا هستند، از نسل آنهایند. چند قرن آمریکایی‌ها این فشار عجیب را آوردند که در این زمینه کتابها نوشته‌اند که این کتاب «ریشه‌ها» کتاب مغتنمی است برای نشان دادن گوشه‌ای از این فجایع. انسانِ امروز چطور می‌تواند اینها را فراموش کند؟ با همه‌ی این حرف‌ها هنوز هم در آمریکا بین سیاه و سفید تبعیض هست.
بیانات امام خامنه‌ای در جمع پنجاه هزار فرمانده بسیج در سراسر کشور
29/8/1392، مصلی، تهران

معرفی کتاب: کمی دیرتر

image

کمی دیرتر، اثر سید مهدی شجاعی

 اين اثر كه از چهار فصل زمستان، پاييز، تابستان و بهار تشكيل شده، نگاهي است متفاوت و نقادانه به فضاي انتظار جامعه امروز. رمان با يك اتفاق شگفت و غريب آغاز مي‌شود، جشن نيمه‌شعبان و مجلسي پرشور و بسياري كه فرياد «آقا بيا» سرداده‌اند… در اين ميان جواني و فريادي كه: «آقا نيا…» اين شروع جذاب ما را با شخصيت‌هايي آشنا مي‌كند كه همه مدعي‌ انتظارند اما وقتي هنگام عمل مي‌رسد و هنگامه عمل به شعارها مي‌رسد، آن نمي‌كنند كه مي‌گفتند. رمان در فضايي مكاشفه‌گونه و بي‌زمان پيش مي‌رود و مواجه همه آدم‌ها را مي‌بينيم با قصه ظهور… و كشف چرايي «آقا نيا»ي جوان. شجاعي در اين رمان همه اقشار و همه آدم‌ها را با بهانه‌هايشان براي نخواستن امر ظهور، دقيق و ظريف معرفي مي‌كند. تا آنجاكه حتي به راوي هم رحم نمي‌كند و در فضايي بسيار بديع،‌ خودش را هم در معرض اين امتحان مي‌گذارد. نويسنده در «كمي‌ ديرتر» همه آفت‌هاي انتظار را با شخصيت‌هاي قصه‌اش براي مخاطب روايت نمي‌كند، بلكه به تصوير مي‌كشد و نشانش مي‌دهد… انسان‌هاي مدعي انتظار و منتظر ظهور غريبه نيستند؛ خودمانيم و شجاعي در رمانش به خوبي به اين زبان دست يافته كه وقتي از هر قشر و صنف و گروهي يك نمونه آورده با مصاديق كار ندارد و در پي اثبات شمول ادعايش است. نويسنده در پايان همه موشكافي‌هايش در نقد منتظران به دنبال آن است كه مخاطب منتظر واقعي را بشناسد و ببيند كه انتظار به فريادهاي بلند «آقا بيا» نيست؛ به دلي است كه براي حضرت مي‌تپد و اخلاصي كه ميان زندگي جاري است و آقايي كه خودش به ديدار منتظرانش مي‌آيد…

————————————-

این کتاب را امروز، جمعه 11 / 11 / 1392 ورق زدم.

جستجو

آخرین مطالب

تقویم شمسی

مهر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
    بهمن »
 123456789101112131415161718192021222324252627282930  

گروه پویانمایی فاطمه الزهرا(س)