وبلاگ حسین خرازی

عزت زِ قناعت است و خواری زِ طلب / با عزت خود بساز و خواری مطلب

تضمین بسیار زیبا به اشعار حافظ از جناب آقای قاسم صرافان که مصراع دوم هر بیت از اشعار حافظ انتخاب شده اند:

سیلی آن روز به رویت چه غریبانه زدند
آتش آن بود که در خرمن پروانه زدند

یک کبوتر وسط شعله تقلا می‌کرد 
جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

رسم این است که پروانه در آتش باشد 
عاشقی شیوه‌ ی رندان بلاکش باشد

با گل و غنچه تو دیدی در و دیوار چه کرد؟
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

کمر سرو در این کوچه کمان خواهد شد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

آه ! هجده گل از آن باغ نچیدیم و برفت
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت

تا در این خانه گُلِ خنده‌ی زهرایم بود
من ملَک بودم و فردوس برین جایم بود

عمر کوتاه تو گنجایش دنیا را بس
وین اشارت ز جهان گذران ما را بس

خانه دوست کجا؟ صحن سپیدار کجاست؟
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟

سَر در گُم سِرّ سحرم، مادر گلها
دل مرده اسرار دَرم، مادر گلها

ای محور درد همه عالم و آدم
ای هاله احساس و کرم، مادر گلها

هم اُسوه مهر و مدد و گوهر علمی
هم سوره طاهای حرم، مادر گلها

علاّمه دَهری و سراسر همه عدلی
ای حامی و اِمدادگرم، مادر گلها

در معرکه گُل کرده همی آه کلامی
گاهی سر و گاهی کمرم، مادر گلها

ای ماه دل آرای علی در دم مرگم
دلگرم طلوعی دگرم، مادر گلها

مجید قاسمی

مادر سلام، آمده ام “عید دیدنی”
فصل بهار با تو شد ای یاس، دیدنی

عیدی بده! یتیم و فقیر و اسیر را
نان نه! نمک نه! خاطره هایی شنیدنی

تو آن زلال زمزم عشقی که تا ابد
هستی برای حضرت دریا چشیدنی

با محسن و حسین و حسن، با دو دخترت
هجده بهار زندگی ات شد رسیدنی

مادر اجازه هست…کمی درد و دل کنم
ای گل شنیده ام که مُهیای چیدنی!

زخم شکسته ی تو اگر درد می کند
دردش زیاد می شود از هر وزیدنی

با پهلوی شکسته و با داغ محسنت
روزی شنیده ام که تو گرم دویدنی

باور نمی کنم  ولی انگار می روی!
این لحظه ها که عاشق روز پریدنی

قدر تو را مدینه ندانست و می پری
با آنکه تو بهانه ی هر آفریدنی

یک صبح روز عید کنار مزار تو …
مادر سلام آمده ام «عید دیدنی»

جستجو

آخرین مطالب

تقویم شمسی

دی ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
    بهمن »
 123456789101112131415161718192021222324252627282930  

گروه پویانمایی فاطمه الزهرا(س)